فروش مودم فیبر نوری


» گردآوری داستان کوتاه آموزنده_54

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_54

روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد.

بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحاشی کرد، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت: مادمازل من لئو تولستوی هستم.

زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت: چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟

تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.



امیدوارم از این محتوا استفاده برده باشید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   آزمون نظام مهندسی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   بلاگسازان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   مجله چپ چین   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید گونی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   لیبل رایگان   |   خنک کننده روغن هیدرولیک  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ ابزار آلات و رنگ های شمع سازی ابزار آلات و رنگ های شمع سازی مشاهده