پکیج همه‌کاره زیبایی طب جامع


» گردآوری داستان کوتاه آموزنده_114

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_114

 

 

 

 

مردي مقابل گل فروشي ايستاده و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود .

وقتي از گل فروشي خارج شد ٬ دختري را ديد که در كنار گلفروشي نشسته بود و گريه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه مي کني ؟

دختر در حالي که گريه مي کرد و گفت : مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي پولم كم است . مرد لبخندي زد و گفت :با من بيا٬ من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم .

وقتي از گل فروشي خارج مي شدند٬ مرد به دختر گفت : مي خواهي تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبرمادرم راهي نيست!

مرد دلش گرفت ٬ طاقت نياورد٬ به گل فروشي برگشت٬ دسته گلي گرفت و ۲۰۰ كيلومتر رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

 

 

 

 



امیدوارم از این محتوا استفاده برده باشید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  بلاگسازان   |   مجله آشپزی   |   خرید آنتی ویروس   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لیبل رایگان   |   خرید گونی   |   آزمون نظام مهندسی   |   خنک کننده روغن هیدرولیک   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   وکیل حقوقی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله چپ چین   |   خرید کتراک   |   ایکس بادی تهرانپارس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده