خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


آبان ۱۴۰۲


گردآوری داستان کوتاه آموزنده_70

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_70

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت : "عزیزم از من خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم. ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرص...

نظر ۰ بازدید ۱۲۴
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_69

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_69

دختر جواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چند ماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دوماه ، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون : لوراي عزيز، متأسفانه د...

نظر ۰ بازدید ۱۰۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_68

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_68

زن و شوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آن ها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر ...

نظر ۰ بازدید ۹۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_67

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_67

در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد. در آن سال مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود. دوي ماراتن در تمام المپيك ها مورد توجه ...

نظر ۰ بازدید ۹۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_67

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_67

بچه شتر: چند تا سوال بریم پيش آمده است. ميتونم ازت بپرسم مادر؟شتر مادر: حتماً عزيزم. چيزي ناراحتت كرده است؟ - چرا ما كوهان داريم؟- خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در كو...

نظر ۰ بازدید ۹۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_66

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_66

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار ...

نظر ۰ بازدید ۹۳
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_65

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_65

برگرفته از کتاب داستان کودکی من اثر چارلی چاپلین و ترجمه ی محمد قاضی ... در انتهای کوچه‌ي ما کشتارگاهی بود و گوسفندهایی که به آن‌جا می‌رفتند، از جلو خانه ما رد می‌شد...

نظر ۰ بازدید ۹۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_64

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_64

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکويیت نیز خرید و ب...

نظر ۰ بازدید ۹۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_63

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_63

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه مي کني؟مادرش به او گفت: زيرا من يک زن هستم.پسر بچه گفت: من نمي فهمم.مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد.بعدها پسر ا...

نظر ۰ بازدید ۸۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_62

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_62

مي گويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي مي ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام مي دادند. پيرزني از آنجا رد ...

نظر ۰ بازدید ۹۵
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_61

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_61

از مردي مذهبي كه ايمان راسخي به خداوند داشت لطيفه‌اي حكايت مي‌كنند. او هر روز خداوند را دعا و نيايش مي‌كرد و معتقد بود اگر جايي مشكلي بروز كند، خدا او را از مهلكه نج...

نظر ۰ بازدید ۱۰۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_60

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_60

مردي در يك خانه‌ي كوچك، با باغچه‌اي بزرگ و بسيار زيبا زندگي مي‌كرد. او چند سال پيش در اثر يك تصادف، بينايي خود را از دست داده بود و همه‌ي اوقات فراغتش را در آن باغچه ...

نظر ۰ بازدید ۹۴
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_60

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_60

توي کافه‌ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي‌کشيد؛ يکي ديگه رفت جلو گفت:- ببخشيد آقا! شما روزي چند تا سيگار مي‌کشين؟- منظور؟- منظور اينکه اگه پول اين سيگارا رو جمع...

نظر ۰ بازدید ۹۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_58

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_58

جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: «اگر من کمی بهتر از ای...

نظر ۰ بازدید ۹۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_57

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_57

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی لافلانت در واشینگتن دی سی شد (یکی از محله های ثروتمند در واشنگتن) و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض 42 دقیق...

نظر ۰ بازدید ۱۱۲
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_56

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_56

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.بالاخره پرسید : ماجرای کارهای خودمان را می نویسید؟ درباره ی من می نویسید؟پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه ...

نظر ۰ بازدید ۹۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_55

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_55

در یک شب سرد زمستانی یک زوج وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند …بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۵
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_54

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_54

روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد.بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحاشی کرد، تولستوی کلا...

نظر ۰ بازدید ۹۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_53

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_53

یکی از روزها، پادشاهی سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند. از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای...

نظر ۰ بازدید ۱۰۹
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_52

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_52

دختر و پسر كوچكي با هم در حال بازي بودند ، پسر تعدادي تيله براق و خوشرنگ و دختر چند تايي شيريني خوشمزه با خود داشت.پسر به دختر گفت : من همه تيله هايم را به تو مي دهم و تو ...

نظر ۰ بازدید ۹۷
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_51

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_51

مردي به استخدام يك شركت بزرگ چند مليتي درآمد. در اولين روز كار خـــود، با مسوول كافه تريا تماس گرفت و فرياد زد: « يك فنجان قهوه براي من بياوريد ».‏صدايي از آن طرف پاسخ ...

نظر ۰ بازدید ۹۸
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_50

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_50

داستان درباره یک کوهنورد است که می­خواست از بلندترین کوه ­ها بالا برود. او پس از سال­ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود ...

نظر ۰ بازدید ۹۸
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_49

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_49

پدر گفت: مادرت به آسمان ها رفته. عمه گفت: مادرت به یک سفر دور و دراز رفته. خاله گفت: مادرت آن ستاره ی پر نور کنار ماه است. دختر بچه گفت: مادرم زیر خاک رفته است. عمه گفت: آف...

نظر ۰ بازدید ۱۰۶
گردآوری داستان کوتاه آموزنده_48

گردآوری داستان کوتاه آموزنده_48

روزی مرد کوری روی پله‌ های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار ا...

نظر ۰ بازدید ۹۴




۱۲۳۴




میزان بلاگساخت وبلاگ حقوقی
اعداد جفت راز اعداد فرشتگان
medca360Medical turism in iran

  مجله آشپزی   |   وکیل حقوقی   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   خنک کننده روغن هیدرولیک   |   مجله چپ چین   |   خرید گونی   |   ملی چارتری   |   بلاگسازان   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید آنتی ویروس   |   لیبل رایگان   |   خرید کتراک   |   مشاور ایرانی در لندن   |   لینک پرومکس   |   آزمون نظام مهندسی  


✕ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده